b@@kereh


Tuesday, December 30, 2003

ما
از قريحه شاعري و عاشق پيشه بودن ما ايرانيها كه بگذريم،
از ميهن پرستي شان در وجب به وجب اين بوم و بر كه بگذريم،
از همان مرداني كه درسينه كوه هاي آذربايجان،
عمق جنگلهاي گيلان،
پهنه دشتهاي تنگستان،
وسعت بي انتهاي كويرهاي سيستان،
گرماي جلگه هاي خوزستان،
بكارت بركه هاي كردستان،
و نيلگون آب هاي هرمزگان، در تاريخ از كشته هاي اجنبي پشته ساخته اند هم بگذريم،
از صفاي انديشه و سادگي روحشان در كشاكش دنيا اين عجوزه هزار داماد هم بگذريم،
مي رسيم به آزادگي بي مثال و طبع بلندشان .
بم هماني كه آفت نه در بادمجان و پرتقال و خرمايش، بلكه در پيكرش افتاد،
نشان داد 25 سال كه سهل است،
دو هزار و پانصد سال هم كه سهل است،
اگر هزاران سال هم بر اين مردم، نابخردان حكومت كنند، هيچ وقت عشق و شعر و مام ميهن دراين پوچ جهان، از وجودشان رخت برنخواهد بست.
هيچ وقت ايثار نمي ميرد،
يار اگر مُرد ياري نمي ميرد



........................................................................................

Sunday, December 28, 2003

كه ايزد در بيابانت دهد باز
مجالي براي تسليت سفتن و اعلاميه سرودن نيست.
بشتابيد كه وقت تنگ است و آسمان سرد.
كمترين لطفتان، لباسهاي پشمينه تان هست كه سالها بخاطر از مد افتادنشان در گنجه ها خاك ميخورند.
كمترين لطفتان، پتوهاي جهازتان هست كه در اين چند سال براي هيچ كسي پهن نشده اند.
كمترين لطفتان، كمك هاي هر چند ناچيزتان است كه سالهاست براي كاهش درد وجدانتان به گداهاي پشت چراغ قرمز ميدهيد.
كمترين لطفتون كيلو كيلو داروهائي هست كه با چس عطسه اي از بهترين متخصصان و داروخانه هاي اين شهر گرفته ايد و در خانه انبار كرده ايد.
اگر خودتان پاي رفتن داريد كه بسم الله وگرنه "كمترين لطفتان" را به هر شخص يا نهاد دولتي يا غير دولتي كه اعتماد و اطمينان كافي به نيتش داريد بسپاريد و بخاطر داشته باشيد روزي در تهران هم زلزله خواهد آمد.




........................................................................................

Monday, December 22, 2003

Occasionally:
حتما تو دور و برتون از اين رفيق رفقا دارين كه گهگاهي سيگار ميكشند و دزدكي پكي به ماتحت سيگار ميزنن و دور از چشم پدر و مادر و همسر، چس دودي ميكنن، ولي هيچ وقت نه سيگار همراهشون هست و نه فندك!
درست هم لحظه اي سر ميرسند كه ازطرفي توي پاكت سيگارت بيشتر از چند نخ نمونده و ازطرفي شب درازه و تو قلندروار بايد بيدار بموني...
تركها يه مثل خيلي جالبي واسه اين آدمها دارند : " پخ يِينين قاشيقي بلينده اولار" كه معنيش ميشه : كسيكه گُه ميخوره بايد قاشقش رو همراه داشته باشه !!!






........................................................................................

Wednesday, December 17, 2003

زن مثل سايه است، تا زماني كه ميروي بدنبال تو و پشت سر تو خواهد آمد.
اگر بايستي، او هم خواهد ايستاد و صبر خواهد كرد.
اما اگر برگردي، او را پشت سرت نخواهي يافت
...

اين جملات قسمتي از تعاليمي هست كه از گشتن توي خيابانها و همپا شدن با رفقاي مختلف آموخته ام.
خيابان يه دانشگاه انسان شناسي است. البته نه به منظور ولگردي بلكه اگه بدنبال رفتار شناسي انسانها باشي، علي الخصوص وقتي عطرفرانسوي هوش از سرت تا كيلومترها ببرد.!
اما اين جمله به نظر من تعبيري از تاثير پويائي و حركت در زندگي يك انسان هست
هيچ تضميني براي ماندگاري زن در كنار يك مرد خموده و بيعار وجود ندارد و نبايد هم داشته باشد.



........................................................................................

Wednesday, December 10, 2003

طمع، هميشه آفت پيشرفت هستش.
زمانيكه تلويزيونهاي لس آنجلسي راه افتادند، مردم ايران كه در اين 25 سال چشمشان به غير از عمامه و عزاداري، به چيز ديگري از صدا و سيما منور نشده بود، بناگاه با برنامه هائي مواجه شدند كه پر از رنگ و موسيقي وشادي وخنده بود.
خوب مردم هم كرور كرور ماهواره خريدند و با انواع روشها از تلفن و فكس و ايميل گرفته تا فرستادن هديه و كادو به صاحبان و مجريان اين برنامه ها قدرداني خودشان را نشان دادند.
اما يواش يواش كه هينتها بالا رفت، طمع پول درآوردن بيشتر از راه تبليغات، صاحبان اين تلويزيون ها را به وسوسه انداخت و روز به روز از كيفيت و كميت اون برنامه هاي رنگارنگ كاسته شد و به جاش به مدت زمان تبليغات افزوده شد تا اينكه در حال حاضر بيشتر اوقات اين تلويزيونها به تبليغات اختصاص پيدا كرده و ضدحال زدن وسط برنامه ها آنهم هر 10 دقيقه به دقيقه و به مدت نيم ساعت! حوصله بينندگان را سر برده است..
حالا كه چي؟
بازاريابي دراز مدت از اصول بنگاهداريست. خستگي و دلزدگي مردم از اين تبليغات_ كه هم اكنون به عالي ترين منبع درآمد اين شبكه ها تبديل شده_در آينده از تعداد بينندگان اين تلويزيونها خواهد كاست و بالطبع تاثير تبليغات در فروش شركتها نيز كمرنگ خواهد شد. مشتري مداري بزرگترين سرمايه يك موسسه است. و توهين به شعور بينندگان و درنظر نگرفتن خواسته هاي اين مردم ، كه فقط با توجيه خصوصي بودن اين تلويزيونها صورت ميگيرد، درآينده دامن گير صاحبان اين تلويزيونها خواهد شد.



........................................................................................

Home