b@@kereh


Thursday, August 28, 2003

قدغن:
بوسيدن لبي داغ در خيابان، هيچ جا مثل ايران به آدم نمي چسبد!



خودخواهي:
وقتي زن و مردي را ميبينيد كه ساليان سال با همديگر زندگي مشترك داشته اند،
بدانيد كه اينان خودخواهي خود را به كمترين ميزان ممكن تنزل داده اند.



عرق خور:
من عاشق آن دمم كه ساقي گويد
يك جام دگر بگير و من بتوانم!
(پوز هر چي ساقي هست ميزنم!)



........................................................................................

Tuesday, August 26, 2003

جنس دوم:
خداوند وقتي آدم و بعدش حوا را آفريد هنوز شمردن را ياد نگرفته بود !



........................................................................................

Monday, August 18, 2003

تلفات روز زن:
عطر براي همسرم،
يه كيف CDبراي خواهر بزرگم،
يه بسته لوازم التحرير Faberبراي خواهر كوچكترم،
يه Head Setبراي خواهر زنم،
يه عدد روسري ساتن براي مادر زن،
و يه سري پيشبند و دستگيره و دم كني براي مامان خودم !
جمعا چهل هزار تومان ناقابل در بازار مكاره ديروز!
براي خودم هم يه شيشه الكل گندمي به اضافه يه قوطي آبجو Bavaria كه فعلا جايگزين عرق سگي وازگن شده!
و براي سوسكهاي مستراحمان هم يك عدد چاه بست تا از فيض گشت و گذار در نصفه هاي شب برروي تختخواب و فرش بي نصيب بمانند!



تخمي تر از هميشه :
شماره تلفن اورژانس (115) خراب شده !
امروز صبح تو راديو گفت. بعدش هم چند تا شماره طولاني عجق وجق خوند تا هر كي مريض اورژانسي داشت به اينها زنگ بزنه، حالا خدا ميدونه از جمعيت 10 ميليوني تهران چند نفر اين اعلاميه رو شنيده اند، لذا ملت برن بميرن !



........................................................................................

Saturday, August 16, 2003

The End
فكر ميكنيد پدر و مادرها از چه كاري هراس دارند كه بچه هاشون بكنن؟
سيگار كشيدن؟
سكس داشتن؟
استعمال مواد مخدر؟
سياسي بازي؟ انقلابي شدن؟
جنايت و شرارت؟
عرق خوري و سكر؟
حشيش؟ گرس؟
هيچ كدوم !
زجرآورترين درد براي يك پدر و مادر اينه كه بچه شون خودكشي كنه...



........................................................................................

Thursday, August 14, 2003

اقتصاد گله اي
حتما شنيدين كه تو يه گله، اگه يه گوسفند به يه سمت خاصي كله كنه مابقي هم بدنبالش به همون سمت حركت مي كنند ، بدون اينكه بدونن واسه چي دارن اينكارو مي كنند...
استراتژي سرمايه گذاري تو ايران هم گله اي هستش، يعني كافي چند نفر سرمايه شون رو مثلا تو خريد وفروش موبايل بذارن تا همه دنبالشون راه بيفتن و تقليد كنن. تمام بازار مسكن و خودرو و سكه و موبايل در بعد از انقلاب اينجوري بوده و كافي بوده كه چند نفر شروع به سرمايه گذاري تو يه كاري بكنن تا بقيه مردم مثل گوسفند دنبالشون راه بيفتن، الان هم تئوري گله اي داره در مورد بازار بورس وسهام اتفاق مي افته و همه سرمايه ها به بورس سرازير شده و شاخصها به يكباره چندين ده برابر شده!!!



........................................................................................

Saturday, August 09, 2003

جالبه اين ويروس Goldfishبه اسم خودم(فرستنده :باكره) برام ايميل ويروسي ميفرسته!!!


........................................................................................

Friday, August 08, 2003

عجله:
پشت شيشه يه اتوبوس نوشته بود: " دوست عزيز عجله نكن، نادر عجله كرد و برنگشت، من و تو كه عددي نيستيم ! "



........................................................................................

Tuesday, August 05, 2003

رو شيشه يه رستوران بين راهي، در بلندترين جاي گردنه حيران، يه كاغد چسبونده بودند، كه اين شعر رويش بود:
اينجا گردنه حيران است...
عجب ارتفاعيست...
زنبور...شير ميدهد،
گاو...عسل!!!



........................................................................................

Monday, August 04, 2003

مكان عمومي
ديشب دوستانمون، ما رو شام توي دركه مهمون كرده بودند، همه جاي در ديوار پر بود از نوشته:
" از ارائه قليون به خانمها و آقايون زير 25 سال معذوريم".
ما اولش فكر كرديم از اين پلاكاردهاي شعارگونه هست كه همه جا ميزنن، مثل : " از ارائه خدمات به خانمهاي بدحجاب معذوريم". اما وقتي كارگره با يه حالت پرخاشگرانه قليون رو از جلوي دست خانم دوستم كشيد فهميديم قضيه جديه!
گويا اداره اماكن 45 روز اون رستوران رو به خاطر قليون كشيدن يه خانم بسته بوده و حالا چون زخم خورده بودن خيلي مراقب بودن تا ضعيفه اي خداي ناكرده دست به قليون نبره !
بعد از اين قضيه چون خانمم سردش شده بود، من دستم رو دور گردنش انداختم تا زياد باد بهش نخوره كه باز يهوئي يكي ديگه از اين كارگرا پريد وسط و گفت: " با فاصله از هم ديگه بشينيد" . من كه خيلي شاكي شده بودم گفتم:" مرتيكه اين زنمه، همون كسانيكه كه قليون كشيدن رو واسه زن قدغن كرده اند خودشون اين زنو واسه من عقد كرده اند."
گفت: " نه آقا، اين خانوم تو خونه زنته ! و اينجا چون مكان عمومي هستش نبايد به هم نزديك بشين!!! "



........................................................................................

Home