b@@kereh


Tuesday, April 29, 2003

دخترخانومها ! اگه دوست پسرتون خيلي يول و بيغ تشريف داشته باشن و شما هم همچين بدتون نياد كه يه سكسي تو رگ بزنين، بهترين كار اينه كه يه شورت يقه هفت بهش هديه بدين! تا هم عشق و علاقه تان را بهش ثابت كرده باشين و هم بهش يادآوري كنيد كه اون عضو محترمي كه در اين شورت جا خواهد گرفت فقط واسه شاشيدن ساخته نشده است!!!
مطمئن باشيد اين روش تجربه شده و صد در صد تضميني مي باشد !!!



........................................................................................

Monday, April 28, 2003

قبل از اينكه به اين بي پولي بخورم شبها بساطم براه بود، ولي يه چند وقتي ميشه كه دمي به خمره نزده ام...اگه بي پول نبودم يه زنگ به اميرحسين باندرولي ميزدم تا يه 24 تائي ودكا بگيرم و يه 24 تائي آبجو و اينقدر تا خرخره بخورم كه نتونم كليد رو تو قفل بچرخونم، بعدش هم گوزملق وسط سراميكهاي آشپزخونه لخت و عور تا نصفه هاي شب بخوابم و وسطهاي شب از زور مثانه، برم تو كاسه دستشوئي حموم سرپا وايستم و سفيد سفيد بشاشم و طبق معمول زيپ باز و شومبول دراز برم زير لحاف رختخوابم و با بوي زيربغلم بخواب برم، صبح فرداش هم وقتي آروغ بزنم بوي پياز كباب ديشب، مثه بوي گُه از دهنم بزنه بيرون...
ديگه مثل وازگن ارمني، عرق فروش خوب پيدا نميشه، اين رفقاي ما هم كه يه زماني ازشون 4 ليتري كيشميشي بدستم ميرسيد، همه شون ترياكي شده اند.يه بسط چاق رو ميبندن به ناف وافور و حالا نكش كي بكش.



........................................................................................

Sunday, April 27, 2003

وجه تشابه ِ تنوري كه نونش سوخته با
دريائي كه كسي توش غرق شده و
زني كه حامله شده،
اينه كه از هر سه تاشون دير كشيدند بيرون !!!



........................................................................................

Thursday, April 24, 2003

Unforeseen
زنان موجودات عجيبي هستند و البته به همان اندازه نيز رفتار ما مردان براي آنها غريب و دور از ذهن است.
آنها قادر هستند زماني كه عشق و علاقه درونشان را ميسوزاند، در ظاهر رفتاري سرد و دافع داشته باشند.
مي توانند عمري وفادار باقي بمانند و ميتوانند به لحظه اي دل از همه چيز بر كَنند.
ميتوانند مرد را بگريانند،
ميتوانند به لحظه اي روح خود را عريان نمايند و هرگز تن را برهنه نكنند و مي توانند برهنه شوند و هرگز روحشان را عريان به كسي نشان ندهند.
مي توانند پيچيده ترين مردها را به نگاهي تسليم كنند و مي توانند سالها بدنبال ساده ترين مردها بگردند.
آنها غير قابل پيش بيني هستند،
مي توانند به اندكي محبت رام شوند و مي توانند به انبوهي عاشق اهلي نشوند...
مثل فلفل ماكاروني هستند كه هم زندگي را خوشمزه و لذيذ مي كنند و هم تند و مهيج و گاهي وقتها هم غيرقابل بلعيدن!!!



........................................................................................

Sunday, April 20, 2003

به نظر مياد بازداشت سينا مطلبي با وبلاگش هم مرتبطه، برعكس بازداشتهاي قبلي وبلاگي ها كه هيچ كدوم ارتباطي با وبلاگشان نداشت.
تو سايت حسين درخشان ميتونيد هر چي كه بخواهيد در مورد سينا مطلبي پيدا كنيد.



يك وب لاگ جديد: زن ناقص العقل است!!!
از خواندن اين وبلاگ كه نويسنده اش يك خانم است لذت خواهيد برد .



........................................................................................

Saturday, April 19, 2003

تنها دلاور
خيلي از ماها در زندگي شخصي مان يك ديكتاتور به تمام معنا هستيم.
در اعماق سياهترين گوشه هاي درونمان، سياهچاله اي داريم كه درآن شورش وجدانمان را به بند مي كشيم و با شلاق وسوسه، شكنجه اش مي دهيم تا اگر باز هم به خواب نرفت با سم گناه كم كم آلوده اش كنيم و سرانجام گوري دسته جمعي ميكنيم تا صفات انساني و اخلاقيمان را براي هميشه در آن دفن كنيم.
در عوض در ظاهرمان كاخي از زيبائيها ميسازيم و مزين به فرش شعر و پرده موسيقي و سقف ادب مي كنيم و در حياطش استخر آزادي چال مي كنيم و در تالارهايش به گفتگو مي نشينيم و مستراحي تحت عنوان دوستي بنا مي گذاريم تا باري از دوش رفيقان بر داريم!
از طرفي درختان وفا و حيا در باغچه اش مي كاريم و از سوئي ديگر هر روز كرمهاي خيانت و شهوت را به جان ريشه هايشان مياندازيم.
صحبت از چشمه جاودان عشق مي كنيم و دور از چشم همه، خروار خروار آبش را به مشتي هوس مي فروشيم.
بر دروازه هاي كاخمان چلچراغهاي امنيت آويزان مي كنيم و از آنسو در پستوي خانه مان هيولاي تجاوز و ديو خشونت پرورش مي دهيم.
اسبهاي جوانمردي و رادمردي در اصطبلهايش نگه داري مي كنيم و بي آنكه كسي بفهمد، بيضه هايشان را با داغ ترس و گيره حب نفس، اخته مي كنيم.
بيرقهاي شرف بر در و ديوارش آويزان مي كنيم و تندباد طمع را به جان پايه هاي سستشان مي اندازيم.
چادر تواضع بر پا مي كنيم و زيرش آب غرور جاري مي سازيم.

و هر روز هزاران نفر از اين كاخ بازديد مي كنند و بسياري شيفته آن مي شوند و اندكي حسرت مي خورند و قليلي كنجكاوي مي كنند، اما تنها چند دلاور و فقط چند دلاور با چكاچك شمشيرهاي حقيقت و سپرهاي صداقت از عهده ديوها و هيولاها بر مي آيند و به آن دخمه ها و گورها راه مي برند و تنها يك نفر از آنجا سالم بيرون مي آيد و آن يك نفر تنها خودتانيد...





........................................................................................

Wednesday, April 16, 2003

پنچرگيري كاندوم
بخاطر مطالب من و گيرهائي كه به آدمهاي كلي گوي ِ جزئي كار ميدم، خيلي ها به من انگ هاي مختلفي زده اند: مريض رواني، بيمار جنسي و خلاصه هر چي كه فكر كنيد.طيف اين آدمها هم از حزب الهي گرفته تا روشنفكر و فمنيست در نوسان بوده است.جديدا هم از طرف آقاي حمزاوي نامي به پنچرگير كاندوم ملقب شده ام ! و ايشان گفته كه لازم است در جامعه آدمهائي مثل من باشند...راست هم ميگه ! من خودم از اينكه ذهني اين همه خلاقيت داشته باشه و يه چنين چيزي ازش تراوش كنه، خيلي كيف مي كنم.
ايكاش واقعا ميشد تا اين كاندومهاي سوراخ رو وصله پينه كرد تا آدمهائي مثل حمزاوي در جامعه ما كمتر بدنيا بيايند، آدمهائي كه فكر مي كنند همه مسائل بزرگشون از دين و سياست و زندگي را حل كرده اند و ميتونن هر تزي واسه ملت صادر كنند، اما در جزئيات زندگيشون دارن توي كثافت دست و پا مي زنن.
آدمهائي كه پدرانشان با كاندومهاي پاره، هر سوراخي كه گير آورده اند رو گائيده اند و بچه هائي پس انداخته اند كه بسياري از آنها هم اكنون اين دم و دستگاه را مي چرخانند.حرامزاده هائي كه دنبال زن باكره براي ازدواج مي گردند، اما خود تخم و تركه مرداني هستند كه بسياري از دختران اين مملكت را در سياه چاله ها بي بكارت كرده اند.خاك بر سر حرامزادگاني كه بكارت زن برايشان مصداق پاكدامني اش باشد.



........................................................................................

Tuesday, April 15, 2003

هر شغل مرتبط با امورات زنان، بلاشك سود زاست!
آقاي دكتري سر زعفرانيه تشريف دارند كه متخصص پوست و مو و زيبائي بوده و كاسبيشون روزانه بيش از 500 هزار تومان ميباشد(ماهانه 15 ميليون تومان!!!)، ايشان كه روزانه بيش از 100 مريض را با حق الزحمه 5 هزار توماني ويزيت مي نمايند علاوه بر چاپيدن مريضهايشان كه 99 درصد خانم ميباشند، همكاري نزديكي نيز با داروخانه هاي دور و اطراف خود داشته و معمولا هر نسخه اين آقا بالغ بر 50 تا 100 هزار تومان ميشود و تمام تجويزهاشون داروهاي خارجي بوده كه متاسفانه مشتريان اين اقاي دكتر كه اكثرا از قشر پردرآمد ميباشند نيز بدون اينكه تحقيقي در مورد قيمت و يا حتي اعتبار پزشكي اين داروها بكنند، كرور كرور پول به جيب صاحبان داروخانه سرازير مي كنن .
اين آقاي دكتر كه علاوه بر كار پوست و مو گويا زنان و زايمان را هم به كاسبيشون اضافه نموده اند(البته تخصصش را ندارند!)، جديدا به يكي از خانمهاي فاميل ما كه وضع شوهرش آنچنان خوب نيست، قرص ضد بارداري جديدي تحت عنوان ديان داده ( فكر كنم اينجوريه: Dian) كه مصرف ماهانه اش 35 هزار تومان هزينه داره كه در مقايسه با قرض ضد بارداري LD ، تقريبا هزينه اش صد برابره ( چون خارجيه) و تنها فايده اثبات نشده اش(!) هم اينه كه يه ذره كمتر چاق ميكنه و يه ذره هم آدم كمتر جوش ميزنه و در واقع كار اصلي قرص كه همان جلوگيري از بارداري است هيچ تفاوتي با LD نداره و خلاصه فقط تله اي واسه پول زنان قهرمان و هميشه در خانه ايران و يا بهتر بگم شوهران بيچاره شون هست!
اگه قرار باشه جلوگيري از بارداري اين خانم ماهي 35 هزار تومن مخارج داشته باشه، بايد يه دودولي هم شبها بره توش كه كلاهك مباركش طلاكوب باشه و دسته اش فيروزه نشان !!!



........................................................................................

Sunday, April 13, 2003

پيراهن چسبيده به تن
عطر اندام زن
التماس لمس بدن...





........................................................................................

Thursday, April 10, 2003

سوال
يه نفر ميخواد بدونه آيا ميشه از دانشگاه هاي آمريكا به دانشگاه هاي ايراني انتقالي گرفت؟
چگونه دروس انطباق داده ميشه و چه ارگاني وظيفه اينكار رو تو ايران داره؟
آيا نياز به كنكور مجدد وجود داره؟
البته اين دوست ما به دلايلي مجبور به بازگشت هستش و لطفا جوابش رو در همين نظرخواهي پائين بدهيد.
منت دار همه تونم...



........................................................................................

Tuesday, April 08, 2003

بعد از عشق بازي چي مي چسبه؟
طبق تحقيقات منتشرشده در اينترنت، آقايون دوست دارن كه بعد از انجام اين كار يه چرت كوتاه بزنند و حداقل نيم ساعت بصورت درازكش استراحت نمايند، كه البته بخاطر ترشح هورمون Oxytocin در بدن ، علاقه به خوابيدن در مردان كاملا طبيعي بوده و واقعا نياز به خواب بعد از انجام هم آغوشي در آقايون به شدت وجود داره.
بعضي از آقايون نيز دوست دارن كه بعد از اينكار ته بندي مختصري از غذاي مورد علاقه خود بنمايند و جان از دست رفته رو دوباره به سيستم برگردونن .
در واقع دنياي ايده آل مردان بعد از انجام اين كار اينه كه شريك جنسي شان برايشان غذائي گرم نموده تا بعد از صرف آن در حاليكه موهايشان نوازش مي شود، چرتي بزنند!!!
اما در خانمها علايق بسيار متفاوت مي باشد و بيشترين موارد عنوان شده در مورد خانمها عبارت است از:
1-مورد نوازش واقع شدن
2-صحبت و گفتگو
3-و سرانجام شروع يك عمليات جنسي ديگر!
زنان بدليل آسيب پذيري احساساتشان در برابر بي تفاوتي آقايون بعد از انجام اين كار، دوست دارند كه احساس امنيتي دوباره با درآغوش كشيده شدن توسط شريك مردشان داشته باشند و آقايون نيز بهتر است بدانند كه مي توانند با حلقه نمودن بازوان خود به دور يارشان، چشمانشان را بسته و چرتكي نيز بزنند و اگر همسرشان علاقه مند به صحبت در مورد موضوعي باشد، لاجرم بايد چشمانشان را باز نگه داشته و سراپا گوش شوند و بعد از خاتمه صحبتهاي شريكشان اجازه خوابيدن از وي بگيرند.
در مورد شروع دوباره نيز لازم است آقايون بدانند كه شريك جنسي شان كاملا به خستگي شما آگاه بوده و ميداند كه شما انرژي خود را از دست داده ايد و شروع يك عمليات ديگر ممكن است با نوازشهاي شما آغاز شده و تا به خودتان بيائيد متوجه خواهيد شد كه در راند دوم هستيد!!!
بهتر است در صورت خستگي، فرصتي از وي براي تجديد قواي دوباره گرفته و بعد از استراحت وي را از شرمندگي در آوريد!!!






........................................................................................

Monday, April 07, 2003

به كدام سمت؟
ليلا _دختري13 ساله_ تنها فرزند آقاي كريمي بود كه در نهايت دقت و وسواس تربيت يافته بود و هيچ وقت حتي براي يك بار هم كه شده، شب را در خانه هيچ دوست وآشنائي نمانده بود.
آن شب خانواده آقاي كريمي در ويلائي در شمال ايران، مهمان آقاي سرهنگ تارخ بودند و ليلا با دو دختر جناب سرهنگ مشغول بازي در اتاق بچه ها بود. موقع خداحافظي، اصرار فوق العاده دو دختر جناب سرهنگ و پافشاري خود ليلا باعث شد كه پدر و مادر ليلا (آقا و خانم كريمي) كه سنشان بيشتر از والدين يك دختر 13 ساله نشان ميداد، اجازه بدهند براي اولين بار در اين 13 سال، ليلا شب را در خانه كسي ديگر سپري نمايد.
آن شب بعد از رفتن خانواده آقاي كريمي، جناب سرهنگ و همسرش مشغول باده گساري با دوستان و رفقايشان شده و بچه ها را فراموش مي كنند.
حول و حوش ساعت 12 نصف شب، صداي جيغ دختر كوچك جناب سرهنگ ، مستي همگان را به هراس وقوع يك اتفاق وحشتناك تبديل ميكند و همه را به سمت ساحل درياي خزر ميكشاند...
وقتي جناب سرهنگ به ساحل دريا ميرسه، ليلا و دختر بزرگ خودش رو مي بينه كه در پي زدن آخرين دست و پاها براي نفسي بيشتر هستند.
سرهنگ كه يك شناگر ماهر بوده، ديوانه وار به سمت دريا ميزنه و لحظاتي بعد دختر خود را زنده و سالم به ساحل ميرسونه اما در برگشت مجدد به دريا اثري از ليلا پيدا نميكنه...
هيچ كس آن شب نفهميد كه آيا سرهنگ تارخ همانگونه كه در دادگاه ادعا كرد، واقعا اول دختر خود را ديده بوده و يا نه؟
و يا اينكه وي هر دو را ديده بوده و ليلا را در حال غرق شدن به حال خود سپرده و به سراغ دختر خود رفته بود.جناب سرهنگ بعدها در دادگاه تبرئه ميشه ولي هيچ وقت پدر و مادر ليلا كه پس از سالها انتظار، دختري نصيبشان شده بود و با زحمت و دقت وي را بزرگ كرده بودند، نه خود و نه جناب سرهنگ را بخشيدند.
هيچ وقت نمي توان ادعا كرد كه در چنين لحظاتي به سمت كداميك شنا خواهيم كرد، به سمت يكي از عزيزانمان؟ و يا به سمت امانتي انساني كه به دست ماسپرده اند؟ به كدام سمت ؟




........................................................................................

Sunday, April 06, 2003

آخر زورگوئي
آمريكا و انگليس قصد دارند هزينه هاي جنگ را كه احتمالابيش از 100 ميليلارد دلار خواهد شد را به حساب ملت عراق گذاشته و بخاطر آزاد سازي عراق از چنگال حزب بعث، از درآمد نفتي اين كشور كسر نمايند.
يعني يه چيزي تو مايه هاي 10 سال كل نفت عراق!!!



........................................................................................

Saturday, April 05, 2003

ماهواره:
از بس اين كانالهاي لاريجاني ريش و پشم نشون داده اند كه وقتي توي ماهواره فارسي زبان، يه خانم خوش سيما اخبار جدي ميگه، آدم باورش نميشه !
هر چند كه اگه همه اين كانالها را روي هم جمع كني يه كانال درست و حسابي از توشون در نمياد ولي همينكه چهار تا آهنگ دامبولي ميذارن و چند تا فيلم فارسي نشون ميدن، خودش كلي عشقه...
چند تا پيشنهاد دارم:
1- اگه آقاي حميد شب خيز از زمان هر تيزر تبليغاتي كم كنه و بر مبلغ اضاقه كنه، هم درآمدش بيشتر ميشه و هم حوصله آدم پاي تبليغات طولانيش كه دائما داره تبليغ دوبي رو ميكنه سر نميره...
2- به جاي آقاي صور اسرافيل هم يه آدم باسوادتري رو بذارن كه فحاشي هم بلد باشه، تا هم دل ما با شنيدن فحش به حكومت خنك بشه و هم آدم احساس نكنه از خودش بي سوادتر هم پيدا ميشه!!
3- كانالهاي سياسي هم كه عمدتا به دفاع از حقوق زنان و براندازي حكومت با رفراندوم اشاره مي كنند، بهتره چند تا فيلم صحنه دار سكسي و خشن آمريكائي بذارن تا يه ذره مردم رغبت كنند كه به كانالهاشون سر بزنن البته هيچ كدام از فيلمها -حكما و عقلا- مصداق جمله : " هدف، وسيله را توجيه مي كند " نخواهد بود!!!
4- توي اخبار جنگ عراق و آمريكا هم اينقدر سانسور از نوع آمريكائيش نكنن.كانال مجاهدين هم كه تحت كنترل صدام هستش، سانسور از نوع عراقي داره، بهتره در مورد اخبار، به كانلهاي خودمون گوش بدهم كه نه جنايات آمريكائي ها رو سرپوش ميذاره و نه حماقتهاي بعثي ها رو تبليغ ميكنه، فقط به خط قرمز و عاليجنابان نبايد بند كرد!
5- فرامرز آصفش رو هم زياد كنند!



........................................................................................

Home